الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

285

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

حنفى را گسيل داشتند و همراه آنان اين نامه را فرستادند : ( 1 ) « بسم الله الرحمن الرحيم . براى حسين بن على عليهما السلام ، از سوى شيعيان مؤمن و مسلمان او . اما بعد ، بشتاب كه مردم منتظر تو هستند و هيچ انديشه‌يى غير از تو ندارند . لطفا شتاب كن ، شتاب و شتاب . » سپس شبث بن ربعى و حجار بن ابجر و يزيد بن حرث بن رويم و عروة بن قيس و عمرو بن حجاج زبيدى و محمد بن عمرو تيمى ( تميمى ) چنين نوشتند : « اما بعد ، همانا باغها سرسبز و خرم و ميوه‌ها رسيده شده است ، و اگر مى - خواهى بيا كه سپاهى براى تو آماده است . و السلام . » فرستادگان مردم كوفه پياپى مىرسيدند و همگى در خدمت امام حسين با يك ديگر ديدار مىكردند و آن حضرت نامه‌ها را مىخواند و از فرستادگان در بارهء مردم مىپرسيد و سپس همراه هانى بن هانى و سعد بن عبد الله كه آخرين فرستادگان بودند اين نامه را براى مردم كوفه مرقوم فرمود : ( 2 ) « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم . از حسين بن على ، به گروه مؤمن و مسلمان . اما بعد ، همانا كه هانى و سعيد هم نامه‌هاى شما را آوردند و آخرين فرستادگان شما بودند كه آمدند . آنچه را گفته بوديد و سخن بزرگان شما را - كه نوشته بوديد : امامى نداريم ، بيا شايد خداوند ما را در پناه تو به هدايت برساند و جمع كند - دانستم و فهميدم . اكنون برادر و پسر عمو و شخص مورد اعتماد خود از خاندانم مسلم بن عقيل را پيش شما فرستادم . اگر او براى من نوشت كه سران و خردمندان و مردم با فضيلت شما بر همان عقيده‌اند كه فرستادگان شما اظهار مىدارند و در نامه‌هاى شما نوشته شده است ، به خواست خداوند به زودى پيش شما مىآيم و سوگند به جان خودم كه امام فقط كسى است كه به قرآن حكم كند و دادگر و متدين به آيين خدا باشد و نفس خود را در پيشگاه خداوند حساب كند ( يا هواى نفس خود را براى رضاى خدا باز دارد ) ، و السلام » . ( 3 ) امام حسين ( ع ) مسلم بن عقيل را خواست و او را همراه قيس بن مسهر صيداوى و عمارة بن عبد الله سلولى و عبد الرحمن ارحبى گسيل فرمود و به او دستور به پرهيزگارى و پوشيده نگهداشتن كار خود داد و اينكه با مردم به لطف و مهربانى رفتار كند و اگر مردم را در اين باره هماهنگ و مورد اعتماد ببيند زود خبر دهد . مسلم حركت كرد و به كوفه آمد و در خانهء مختار بن ابى عبيدهء ثقفى منزل كرد